مقالات
گروه مقاله : روانشناسی و موسیقی بزرگسال
استرس ، عنوانی جدید برای پدیده ای قدیمی

۱ / شهريور / ۱۳۹۵

همة ما در زندگی با اتفاقات بی شماری روبه رو می شویم که باعث ایجاد اضطراب در ما می شود . لابد اصطلاح « ز پلشت آید و زن زاید و مهمان عزیز از سفر آید » را برای همین موارد ساخته اند !
برای ما طبیعی است که در اثر برخی اتفاقات ناخوشایند ، مضطرب و هراسان شویم و واکنش هایی نظیر عرق سرد ، افزایش ضربان قلب و فشار خون ، هول شدن ، داد زدن ، خشک شدن دهان ، درد یا سوزش معده  و ... داشته باشیم . اما شاید باور این نکته کمی سخت باشد که اکثر ما روزانه و طی اتفاقات معمولی زندگی در معرض عوامل و محرک هایی قرار می گیریم که چنین واکنش های جسمانی را در ما ایجاد می کنند ، واکنش هایی که اگر چه جسممان از خود بروز می دهد اما توجهی به آن نداریم و بیش تر مواقع از آن ها غفلت می کنیم .
منظور از استرس که این روزها زیاد دربارة آن می خوانیم و می شنویم ، واکنش های جسمانی است که به دنبال یک تحریک درونی یا بیرونی (محیطی) به وجود می آید . به عامل یا محرکی که استرس را به وجود  می آورد نیز عامل «استرس زا» گفته می شود . این عوامل با پیشرفت تمدن زندگی در شهرهای صنعتی ، زیاد و زیادتر شده اند . بسیاری از این  محرک ها تحت کنترل ما نیستند ، ما آن ها را پیش بینی نکرده و انتظارشان را نداریم اما آمادگی یا عدم آمادگی ما برای آن ها مهم نیست . آن ها مثل مهمان ناخوانده ، بدون اجازه وارد می شوند و می مانند !
کدام یک از ما وسایل پذیرایی از این مهمان ناخوانده را تدراک دیده ایم ؟

ورزش عامل استرس زای خوشایند ومفیدی است که اثر بخشی دستگاه قلبی، عروقی را افزایش می دهد . پس نمی توان گفت که استرس نوعی واکنش منفی است . روان شناسانی که در زمینة بهداشت روانی کار می کنند علاقه دارند پیامدهای منفی استرس را بررسی کنند تا از شدت آن ها بکاهند. به همین دلیل به اصطلاح استرس را بیشتر در معنای منفی آن به کار می برند در حالی که استرس می تواند جنبه های مثبتی نیز داشته باشد ، فقدان کامل آن امکان پذیرنیست زیرا تا زمانی که انسان زنده است در معرض انواع  محرک ها قرار دارد و نمی توان محرک های بیرونی او را به طور کامل حذف کرد . آن چه باید حذف شود ، پیامدهای منفی استرس است ، چیزی که با شناخت خود ، شناخت استرس و شناخت روش های سازگاری با استرس میسر است.
روان شناسان معتقدند اگر در زمان کوتاهی با تعداد زیادی از موقعیت های استرس زا مواجه شویم و میزان استرس از توانایی سازگاری مان بالاتر رود ، سلامت روانی و حتی جسمانی ما به خطر می افتد . به همین دلیل بهتر است نخست علت های اصلی استرس را بشناسیم و سپس خود را برای سازگاری با آن ها آماده کنیم . عوامل اصلی ایجاد استرس را می توان در این موارد جستجو کرد :




1 ـ تغییرات و دگرگونی های زندگی « قله ها یا دره های زندگی »
بسیاری از تغییرات زندگی از جمله ازدواج ، مرگ یکی از اعضای خانواد ، ترافیک، تغییر شغل ، اسباب کشی، مهاجرت و ... استرس زا هستند و اگر میزان استرس ایجاد شده از توانایی سازگاری ما فراتر رود ، بهداشت روانی به خطر می افتد .
روان شناسان جدولی را طراحی کرده اند که در آن 41 موقعیت استرس زا ، به ترتیب اهمیت قرار داده شده است . با نمراتی که به هر موقعیت اختصاص یافته ، میزان کلی استرس فرد در یک سال گذشته ، اندازه گیری می شود .
برخی از این موقعیت ها عبارتند از :
فوت همسر ، ازدواج ، طلاق ، فوت یکی از اعضای خانواده و یا تغییراتی در سلامت افراد خانواده ، وضعیت اقتصادی ، شروع یا پایان تحصیلات ، تغییر در محل زندگی و شرایط کاری ، گرفتن وام های مهم ، بازنشستگی ، اختلاف با خانواده و همسر و ...
شما چه موقعیت های استرس زایی به این فهرست اضافه می کنید ؟
توجه داشته باشیم که انسان ها در ادراک رخدادهای زندگی ، چه خوب و چه بد ، تفاوت هایی دارند . یک رویداد معین ممکن است برای یک نفر استرس زا نباشد .

2 ـ استرس های بلند مدت «عادت به فشار دائم»
همة موقعیت های استرس زا ، کوتاه مدت نیستند و برخی تا مدت ها ادامه می یابند و سلامت روان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهند . ازدواج ، شغل نامناسب ، طلاق و اعتیاد نزدیکان از این دسته هستند . متأسفانه پیامدهای این موقعیت ها گاه تا آخر عمر گریبان گیر ما هستند . پژوهشگران در تحقیقات مربوط به استرس های بلند مدت ، بسیاری از عوامل استرس زا در محیط های کاری را مطالعه کرده اند . بیش تر افراد، معمولا از نظرحفظ شغل ، استرس دارند .و این استرس را به افراد خانوادة خود نیز منتقل می کنند. به عنوان نمونه ، تحقیق نشان داده است پدری که از نظر شغلی استرس دارد ، بیش تر آماده است تا با خانواده به ویژه پسر خود درگیر شود. استرس های بلند مدت از مخرب ترین انواع استرس است .

3 ـ گرفتاری های کم اهمیت زندگی «کوچک اما مخرب»
گرفتاری های به ظاهر کوچک و کم اهمیت مانند ایستادن در صف نان و اتوبوس ، پیدا کردن جای پارک برای اتومبیل ، پرداخت به موقع پول آب ، برق ، تلفن و گاز و ... می توانند به منابع مهم استرس تبدیل شوند . برخی متخصصان معتقدند که گرفتاری های کوچک زندگی خیلی بیشتر از تغییرات عمدة زندگی ، استرس زا هستند .
متأسفانه وقتی رویداد مهمی در زندگی اتفاق می افتد ، گرفتاری های کوچک نیز افزایش می یابد و در نتیجه بیش تر از خود رویداد استرس زا می شود . به عنوان مثال رویداد طلاق ، خود گرفتاری هایی نظیرتعویض خانه ، باز و بسته کردن لوازم واسباب  و جدا شدن از برخی علایق و دلبستگی های کوچک و بزرگ را ایجاد می کند . فرد ممکن است از فرزند خود و یا در حالت ملایم تر از تفریحات و کلاس های هدفمند و حتی از سوپر مارکتی که به خرید از آن عادت کرده محروم شود.
 
4 ـ ناکامی ها «حالتی آشنا که از آن اجتناب می کنیم»
همة ما می دانیم ناکامی به چه معناست اما هنوز وسیله ای در اختیار نیست که به کمک آن بتوان ناکامی افراد را به راحتی اندازه گرفت .
ناکامی حالت کسی است که ضمن دنبال کردن یکی از هدف های طبیعی خود ، به مانع برخورد کرده باشد . علت ناکامی می تواند درونی یا بیرونی باشد . به عنوان نمونه ، اگر کسی اجازه نداشته باشد که وارد برخی مشاغل شود یا در برخی مکان ها حضور پیدا کند با مانع بیرونی روبه روست اما وقتی به دلیل نقص های جسمانی ، قادر به بچه دار شدن نیست مانع او درونی است . اگر ناکامی شدید باشد و دوام پیدا کند نه تنها بهداشت روانی فرد به خطر می افتد بلکه اختلالات جسمی و روانی نیز ایجاد می کند .

5 ـ تعارض ها «مبارزة درونی»
همان طورکه گفتیم اگر ناکامی بلند مدت باشد ، پیامدهای روانی نامناسبی خواهد داشت . بنابراین فرد باید به نحوی ناکامی خود را برطرف کند . برای برطرف کردن ناکامی یا باید مانع سرراه را برداشت ویا هدف را تغییر داد . وقتی فرد نتواند به آسانی ، برای انتخاب یکی از این دو راه به آسانی تصمیم بگیرد ، حالتی به او دست می دهد که اصطلاحا تعارض نامیده می شود .
هراندازه که تعارض ها طولانی تر و تصمیم گیری مهم تر باشد ، ناکامی فرد به همان اندازه شدیدتر و احتمال آسیب پذیری روانی نیز ، به همان اندازه بیشتر خواهد بود .

6 ـ  پیامد های منفی یا خطرناک استرس «چهرة وحشتناک استرس»
وقتی که استرس داریم ، بدن تغییرات فیزیولوژیک کوچک و بزرگ زیادی را تحمل می کند . مهم ترین این تغییرات که می تواند بدن را در مقابل بیماری ها تضعیف کند آن هایی ست که به وسیلة دستگاه عصبی خودکار تنظیم می شود .
اغلب تغییرات فیزیولوژی ناشی از استرس می توانند دستگاه ایمنی بدن را مختل کنند . تضعیف دستگاه ایمنی ، بدن را ابتلا به تعداد زیادی از بیماری های جسمی و روانی آماده خواهد کرد . بنابراین احتمال دارد که ما تنها به دلیل تحمل استرس شدید به گریپ یا زکام مبتلا شویم .
مهم تر این که استرس شدید و ضعف روحیه می تواند زمینه را برای رشد بیماری های خطرناک مثل سرطان یا بیماری های قلبی مساعد کند ، پس بهتر است هر چه زودتر مبارزه با استرس را فرا بگیریم .

ندا نصیری