مقالات
گروه مقاله : موسیقی کودک
به فرشته های کوچک تان فرصت دهید

۲۷ / دي / ۱۳۹۳

با تولد فرزند جدید خانواده ، ممکن است شاهد یک سری رفتارهای غیر عادی در فرزند بزرگ تر باشیم . برای مثال : با این که تا به حال روی خود کنترل داشته اما به یک باره با تولد فرزند کوچک تر ، دچار شب ادراری ویا لکنت زبان می شود ، او رفتارهای گستاخانه و پرخاشگرانه بروز می دهد ، شروع به لجبازی می کند و تمام قوانین خانه را زیر پا می گذارد ، گاهی نیز به شدت به والدین خود ـ به خصوص مادر ـ وابسته می شود و دوست ندارد از او جدا شود . شما در ابتدا دلیل رفتارهای او را نمی دانید ، به مرور این رفتارها شدیدتر می شود . حتی ممکن است به این فکر بیفتد که به فرزند کوچک تر صدمه ای بزند ، البته مشکل زمانی به این حد می رسد که شما طرز رفتار درست با او را ندانید و رفتار ناشیانه ای را در پیش بگیرید . اما حقیقت مسلم این است که شما باید به او حق بدهید ، او تاکنون مدار توجه خانواده و آشنایان بوده اما اینک قدم نورسیده ای تمام توجه را به خود اختصاص داده و از همه مهم تر این که توجه مادر را از او ربوده ؛ شما والدین با کمی درایت می توانید دوباره اعتماد او را به خود جلب کنید .
 
1 ـ ایراد نگیرید ، سرکوفت نزنید : هرچیزی اگراز حد خود بگذرد ، امر و نهی کردن شما اگر زیاد تکرار شود تأثیر خود را از دست می دهد و حتی اثر منفی به جا می گذارد در اکثر اوقات لجبازی کودکان به خاطر ایراد گرفتن ها و اوامر مکرر والدین است . 
ایراد گرفتن ها و گیر دادن های بی جا باعث خشم و کینة فرزندان از شما می شود ، آن ها به تدریج از شما زده شده و گستاخ می شوند .سرکوفت زدن مانند این مورد تأثیر منفی بسیاری دارد . همیشه به یاد داشته باشید که گفتن کلماتی مثل تو بی عرضه ای ، بی لیاقت ، برو از فلان بچه یاد بگیر ، فلانی چه قدر با ادب ، مشکل حل نمی شود و فقط فرزندتان را پر از نفرت بار آورده اید . 
می توانید لیستی از رفتارهایی را که دوست دارید در فرزندانتان تغییر کند بنویسید سپس دو مورد از مهم ترین آن رفتارها را مشخص کنید و تمام تمرکز خود را برای تغییر آن دو رفتار بگذارید ، فعلاً از بقیة رفتارهای اشتباه او بگذرید و آن ها را نادیده بگیرید . 
2 ـ مقایسه نکنید . برای یک کودک بدترین حالت وقتی است که والدینش او را با شخص دیگری که هم سن وسال اوست مقایسه می کنند و او را به رُخش می کشند در این حالت کودک فکر می کند والدینش او را دوست ندارند و به اجبار او را تحمل می کنند ، آن ها دوست دارند شخص دیگری فرزند آنها باشد . پس کودک شما احساس بی ارزشی و حقارت می کند و بدترین رفتارهای والدین ، رفتارهایی هستند که اعتماد به نفس کودک یا نوجوان را از بین می برند . متأسفانه خیلی از والدین فرزندشان را با دیگران مقایسه می کنند ؛ حتی کمترخانمی را پیدا می کنید که شوهرش را با مردهای دیگر مقایسه نکند و به او سرکوفت نزند . بیایید تا کمی بیشتر به فکر تقویت اعتماد به نفس همدیگر باشیم . هر گاه موج منفی به اطرافیان خود منتقل کنیم و به شخصیت او لطمه بزنیم باید منتظر باشیم تا او هم موج منفی را به سوی ما فرستاده و شخصیت ما را زیر سؤال ببرد و در این صورت در چرخة معیوبی خواهیم افتاد که کار هر روز ما ، شکستن غرور اطرافیان و شکسته شدن غرور خودمان خواهد بود . 
3 ـ هرگز فرزند خود را کتک نزنید . تصور کنید کودک تا به حال کتک نخورده و عزیزدردانة شما بوده ، حالا در صورت کتک زدن او ، فرزند شما تمام این مسائل را به وجود بچة کوچکتر ربط می دهد و از او متنفرمی شود.
ما قصد نداریم توصیه کنیم فرزند خود را تربیت و تنبیه نکنید اما در اکثر مواقع والدین برای بیرون ریختن خشمی که از دیگران دارند ، فرزند خود را کتک می زنند که این فقط به ضرر شما و کودکتان تمام می شود . در ابتدا سعی کنید به تشویق کردن مبادرت ورزید و تنها زمانی به تنبیه متوسل شوید که مطمئن هستید برای تربیت او لازم است . 
4 ـ او را به تفریح ببرید و کاری کنید تا لحظات خوشی داشته باشید . مواظب باشید فرزند بزرگ تر شما ، احساس نکند برای تفریح او وقتی ندارید . خوب است بعضی اوقات پدر ، فرزند بزرگتر را به تفریح ببرد تا مادر بتواند به فرزند کوچکتر رسیدگی کند و برای او وقت بگذارد بعضی اوقات نیز ، پدر می تواند فرزند کوچکتررا نگه دارد تا مادر با فرزند بزرگترش کمی قدم بزند . در تربیت فرزندان ، سهم پدر بسیار مهم است ؛ اگر فقط مادر تربیت را به عهده گیرد تمام فرزندان به مادر وابسته می شوند که این هم به ضرر کودک است و هم پدر و مادر را دچار درگیری های  بیش تری خواهند کرد . پس موقعیت هایی را فراهم کنید تا گاهی پدر خانواده با فرزندان به تفریح برود. 
5 ـ هر چند وقت یک بار ، مدتی را با او تنها باشید ، بدون اینکه فرزند کوچک تر حضور داشته باشد . می توانید شب ها قبل از خواب ، مدتی بالای سر او بنشینید ، موهایش را نوازش کنید و با او حرف بزنید. بگذارید تا در مورد احساساتش ، در مورد مشکلات روزمره اش و دلخوری هایی که از شما یا پدرش دارد ، برای شما صحبت کند . اگر شبی دیدید خوابش   نمی برد می توانید با هم به خوردن میوه ، تماشای یک فیلم ، خواندن یک کتاب و یا تعریف کردن لطیفه بپردازید . 
6 ـ بعضی از مسئولیت های فرزند کوچک تر را به او بسپارید . مثلاً به او بگویید « تو باید به خواهر کوچک ترت ، حرف زدن یاد بدهی » ، « تو بزرگ تر و عاقل تر از او هستی باید توی تربیت او به من کمک کنی » در عین این که روی رفتارهای او با فرزند کوچک تر، توجه می کنید اما به او این حس را بدهید که روی کمک های او حساب می کنید . او می تواند در آوردن لباس ها و ظرف غذای کودک به شما کمک کند . در این راه از او قدردانی کنید ، در این صورت او خود را در بزرگ کردن فرزند کوچک تر ، سهیم می داند و احساس ارزشمندی و بزرگی می کند . 
7 ـ او را در مشورت های خانواده شرکت دهید و نظرش را در مورد مسائل جویا شوید . فرزند شما می تواند در مورد زمان یک مسافرت ، وسایلی که باید با خود ببرید ، طرح کردن یک مهمانی ، نظر دادن در مورد محتوای یک فیلم و یا اجرای یک جشن کوچک خانوادگی نظر خود را بیان کند . لازم نیست که حتماً تصمیم نهایی را بگیرد ، بلکه باید به او یاد بدهید که درمورد مسائل خانواده ، همه نظر می دهند اما در آخر همه با هم تصمیم نهایی را اتخاذ می کنند .
8 ـ در روش تربیتی خود قاطع باشید . وقتی قانونی را در خانوادة خود مشخص می کنید در مورد آن کوتاهی نکنید و هر گونه تخلف از آن قانون را نادیده نگیرید اگر روش تشویقی یا تنبیهی را قبلاً برای فرزندان مشخص کرده اید ، اکنون آن را اجرا کنید . بگذارید تا فرزندانتان بفهمند که شما در عین این که مهربان و خوش قلب هستید اما در حرف ها و عمل خود قاطعیت دارید و حرف هایتان فقط شعار نیستند . مطمئن باشید قاطعانه رفتار کردن شما در روحیه و سرنوشت فرزندانتان تأثیر مثبتی دارد . اگر شل رفتار کنید و بسیار کوتاه بیایید ، آن ها می فهمند که می توانند به طریقی مثل گریه کردن ، جیغ زدن و یا لجبازی ، شما را مطیع خود کنند و به اصطلاح حرف خود را به کرسی بنشانند . 
9 ـ به روش خود ادامه دهید و آن را قطع نکنید . شما هم والدین زیادی را دیده اید که می گویند « ما به هر روشی که شما بگویید ، عمل کرده ایم اما جوابی نگرفته ایم » اشکال کار آن ها در این است که به چندین روش متفاوت عمل کرده اند . روش تربیتی شما باید مشخص شود و سپس تکرار شود . اگر روشی تکرارنشود ، تأثیری ندارد . چون فرزند شما نخواهد فهمید که شما از او چه انتظاری دارید . پس با دو روز اجرای این برنامه ، شما به نتیجة دلخواه نمی رسید بلکه باید آن را حداقل سه هفته ، قاطعانه ادامه بدهید تا بعد نتایج آن را ببینید . 
10 ـ فکر نکنید انجام دادن این کار، سخت است و شما وقت آن را ندارید . افرادی که وقتی برای تربیت فرزند خود و یا رسیدگی به همسرانشان ندارند، کسانی هستند که اضطراب بالایی دارند ، اضطراب جلوی بسیاری از کارکردهای مثبت را در شما می گیرد پس پی درپی به دنبال کسب اطلاعاتی برای کاهش اضطراب خود باشید تا متوجه شوید که در کنارانجام دادن تمام مسئولیت ها ، می توانید لحظاتی را هم برای فعالیت های مورد علاقة خود اختصاص دهید . فرزندانتان می توانند در کنار دردسرهایی که به ظاهر برای شما ایجاد می کنند ، به شما انرژی مثبت بدهند ، مشروط بر آن که بدانید   چه گونه باید با آن ها رفتار کنید .  
و کلام آخر این که در این راه رفتارهای ناشیانه نشان ندهید . به عنوان مثال بدگویی فرزند بزرگ تر را پیش پدرش یا نزد دیگران نکنید . در کنار کمک هایی که به شما می کند از او قدر دانی کنید هیچ وقت در جمع نگویید « البته او کار زیادی هم نمی کند . » توجه داشته باشید که او هنوز خودش هم بچه است . و هرگز او را طرد نکنید .  

 ندا  نصیری